|
عشقهای بی منطق وهوسهای زودگذر
|
دیگر برایم رفتن و ماندن مهم نیست
تو را نمی دانم ...
برای من مهم نیست
وقتی قرار این است :
« در آتش بسوزد !! »
آیینه باشد سینه یا آهن مهم نیست
مهتاب کامل ماه ... یا تنها هلالی ...
با مرگ شب این چیزها اصلا مهم نیست
فرقی ندارد آسمان « بی ابر » و « ابری »
تاریک باشد واژه یا روشن مهم نیست
آغاز و انجامش که با خنجر بیافتد
فرقی ندارد دوست یا دشمن ... ... مهم نیست
حالا بزن !
گفتم که
توفیری ندارد
پیش از سکوت شعر ... یا بعدا ...
مهم نیست
انسان به دنیا آمده روزی بمیرد.
