تبليغاتX
غروب یلدا - واقعا سخته
عشقهای بی منطق وهوسهای زودگذر
يادته يه روزي بهم گفتي:    هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون

 که نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده  ...    گفتم اگه بارون نيومد چي؟؟ 

 گفتي اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره ...

 گفتم يه خواهش دارم ؛   وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار ...

 گفتي به چَشم ... حالا امروز  من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي باره ...

 و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي ...

 (سخته يکي بهت بگه ستاره شو ببينمت ..

بعد يه کم  که بگذره بگه ديگه نيا ببينمت)  نه؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 23:28  توسط یلدا  |